X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

217.ساعت به وقت گلهای پرپر ...ساعت ۷:۲۰

سه‌شنبه 18 مهر 1396 ساعت 20:24

در آغوش مادر آسوده بخواب مه گلم

محکم بغلش کن  مرجان ... مثل همه این چندسال مثل کوه ایستادن و مادری کردن با وجود اونهمه درد و رنج  ... آسوده بخواب مرجانم

دنیا چه بغضی کرده بی شما ....با قصه شما ....


قلب مرجان فقط هفت ساعت و بیست دقیقه بعد مه گل تپید

لعنت به تو که نامت "زندگی"ست

آسمان ببار........


نظرات (29)
یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 16:29
متشکرم نازلی جان به خاطر توضیحاتت...وبلاگ ندارم بخاطر همین آدرس نذاشتم
واقعا متاسفم...خدا به همه ی خانواده اش صبر بده. معلومه مرجان حس مادرانه ی خیلی قوی ایی داشته که نتونسته دوری مهگل رو تحمل کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم
خدا هیچ مادری با داغ فرزند امتحان نکنه
یکشنبه 30 مهر 1396 ساعت 07:42
نازلی جان سلام
من خواننده ی خاموشم واصلا عادت ندارم درخواست رمز کنم
اما ماجرای مهگل ومرجان خیلی منو درگیر خودش کرده...شاید الان یک هفته هست که این پستو خوندم ولی ذهنم رها نمیشه ازش
خواستم اگه ممکنه رمز پست 203رو بردارید تا بتونم داستان این مادر عاشق رو بخونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام زهرا جان
آدرسی نداشتید
مرجان بیماری سرطان سینه داشت و که البته در حال درمان بود .تا اینکه مجدد باردار شد و در دوران بارداری متوجه شدن مه گل دختر اول مرجان که 5 ساله بود بیماری سرطان مغز و استخوان و خون گرفته .مرداد ماه بچه دوم به دنیا اومد و متاسفانه چند روز قبل مه گل از دست دادیم و چند ساعت بعدم مرجان بخاطر ناراحتی از این اتفاق ایست قلبی کرد و فوت شد
چهارشنبه 26 مهر 1396 ساعت 10:35
عکس وبلاگت دوست دارم .قبلی هم خوب و خاص بود اینم به دلم نشست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 21:52
تسلیت میگم نازلی جان
طفلک همسرش . از دست دادن همسر و فرزند همزمان با هم، برای فروپاشی روانی هر کسی کافیه اگه به هم نزدیک هستین هواش رو داشته باشین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم مریم جان
متاسفانه کسی چندان با شوهر مرجان رابطه نزدیکی نداره
امیدوارم خدا به قلبش صبر و ارامش بده هم اون و هم خانواده مرجان
دوشنبه 24 مهر 1396 ساعت 12:40
خدا رحمتشون کنه.

دنیا تو رو رنجوند و راهی کرد
ای خاک عالم تو سر دنیا...
امتیاز: 0 1
پاسخ:
ممنونم مهناز جان
واقعا که خاک تو سرش
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 08:40
متاستفم نازلی جان انشاالله خداوند روحشون رو قرین رحمت قرار بده و به بازمانده ها صبر عطا کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم مریم جان آمین
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 00:18
سلام.تسلیت میگم ،بعضی حادثه ها داغ ها جگرسوز هستن،من که نمیدونم چی بگم
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام ممنون از لطف شما
شنبه 22 مهر 1396 ساعت 16:02
تسلیت میگم نازلی عزیز
خیلی غم انگیزه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم هستی جان .خیلی
امیدوارم خدا نصیب هیچکس نکنه
شنبه 22 مهر 1396 ساعت 11:35
چه دردناک
تسلیت میگم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
شنبه 22 مهر 1396 ساعت 09:59
سلام .تسلیت میگم دخترم
خیلی متاثر شدم .بقدری که نمیتونم برای چند پست اخیر کامنتی بنویسم انشاالله در یک فرصت مناسب
از خدا برای مرجان خانم و دخترش آرامش و رحمت الهی و برای همسر و پدر و مادرش صبر و سلامتی آرزو میکنم
خودت خوبی دخترم ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر شما .خیلی لطف کردید بابت پیام تلگرام .
انشااله که خدا سایه شما و همسر عزیزتون سالیان سر بر سر فرنداتون حفظ کنه .درکمال سلامت
خداروشکر میجنگم با سرنوشت
جمعه 21 مهر 1396 ساعت 21:31
نازلی جان
خیلی متاسفم..خیلی.
خدا به دلشون قرار و آرامش بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم .خدا دختر نازنینت برات حفظ کنه . زیر سایه پدر و مادر
جمعه 21 مهر 1396 ساعت 09:38
نمیشه این پست رو ببینم و گریه نکنم ...
مرجان زن قوی بود ..با وجود مریضی داشت زندگی میکرد .
اما مرگ مه گل از پا درش اورد ...چقد غم انگیزه ....
روحشون شاد و پر از ارامش ...
و صبر واسه بازمانده ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم آذر جان
خداهیچکس گرفتار داغ عزیزش نکنه
جمعه 21 مهر 1396 ساعت 00:27

تسلیت میگم عزیزم.
طفلک کوچولوی تازه متولد شده.
خدا این غم رو نصیب هیچکس نکنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به ممنونم پریسا جون
خدا دخترای نازت برات نگه داره
پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 13:32
از خدا براتون صبر میخوام.

در مورد مه گل یادمه.ولی در مورد مرجان نه...چه اتفاقی رخ داده؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم مطهره جان
مرجان مادر مه گل بود
چندساعت بعد از فوت مه گل ؛ مرجان از غصه ایست قلبی کرد
پنج‌شنبه 20 مهر 1396 ساعت 10:59
نمیدونم بگم خداروشکر که نموند و داغ دخترش رو تحمل نکرد, نمیدونم بگم بیچاره از دل شوهر و کوچولوی تنها مونده, نمیدونم بگم هم خودشون راحت شدن و هم اطرافیان, واقعا نمیدونم!!!
فقط وسط همه ی سوز ها و تسلیت ها باید بگم خدا نگه دار پدر و دختر تنها مونده باشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدانگهدار شون باشه
اما مرگ مرجان اونم به این صورت در باور هیچکس نمیگنجید
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 23:42
الان به جایی که مرجان هست غبطه میخورم
خدا هم با این کارای عجیبش
یکی مثل من .... اینطوری ...یکی مثل مرجااان. اونکه راحت شد بیچاره بچش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میفهممت
وقتی بار فشارهای روحی زیاد میشه آدم دلش میخواد دکمه off زندگیش بزنه
عمرت بلند و آینده ات روشن و شاد الی جون
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 21:43
وای عزیزم چه قدر ناراحت شدم اینا یه بچه توراهی هم داشتن یا من اشتباه میکنم
وای به حال همسرش چه داغ سنگینی رو تحمل میکنه خدا. به همتون صبر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله اسما جان .یک بچه چندماه که تو همین تابستون دنیا اومد
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 20:55
وای نازلی، چقدر ناراحت شدم...
واقعا که این دنیا خیلی بی رحمه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی بی رحم ستاره...خیلی
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 19:18
نازلى
اومدم ببینم بهترى ؟
اما شوکه شدم حسابى
چقدر دلم گرفت
و با حال این روزا و اومدن ماهک بد میفهمم چى به مرجان گذشته
روحش قرین رحمت و خدا صبر بده به شما و عزیزانش


وبلاگو گشتم که پستاى مربوط به مرجانو بخونم
اما رمز نداشتم
میشه برام بفرستى
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دنیا خیلی بیرحمه غزال جان
خدا ماهک ناز و دوست داشتنی زیر سایه پدر و مادرش نگه داره و همه عمر ناظر موفقیتها و شادی هاش باشی عزیزم
پست ۲۰۳
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 14:52
سلام عزیزم
مرجان و مه گل کی هستن؟ نگران شدم. چه اتفاقی افتاد نازلی؟
امتیاز: 0 2
پاسخ:
سلام
پست 203
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 14:06
سلام عزیزم چقدر دردناک ؟پس بچه دومش؟ چرا اخه
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام سحر جان .مهتاب کوچولو ..چه خوب که هنوز هوار این مصیبت درک نمیکنه
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 13:20

چرا نازلی؟ هر دو تا با هم ؟ عجب صبری خدا داره .تسلیت میگم خدا به خانواده اش صبر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا عجب صبری خدا داره
آمین
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 12:17
تسلیت می گم نازلی جان.
و دیگه: سکوت به احترام بغض تلخی که می دونم داری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم شارمین جان
خیلی دردناکه.امیدوارم خدا برای هیچکس نخواد
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 10:27
وقتی اولین بار درباره مه‌گل و مادرش نوشتی امیدوار بودم یه روز بیایی و یه خبر خوشحال کننده درباره‌شون بنویسی. علیرغم روی کریه (و غالب) زندگی، گاه خودمونو به دیدن روی خوش زندگی هم امیدوارم نگه می‌داریم اما...
از شنیدن این خبر خیلی متاسف شدم. گاه این قدر ابعاد درد و مصیبت بزرگه(مثل مرگ یه بچه معصوم) که هیچ کلمه و عبارتی رو نمی‌تونی برای ابراز همدردی و تسلی دادن پیدا کنی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدمی به امید زنده هست اما...واقعیتش بخوای به خوب شدن مه گل امید نداشتم .تن این فرشته ها خیلی خیلی لطیف تر و کوچکتر از تحمل دردهای بزرگه .اما واقعا هیچوقت فکر نمیکردم مرجان اینطور از دست بدیم
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 09:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 09:26
اخی عزیزم .انشالا لااقل روحشون درارامش باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
آمین
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 00:21
خدایا مگه شفا دادن مادر و دختر چقدر بزرگ بود برات
نازلی مگه مرجان باردار نبود؟ اون بچه چی شد ؟
خدا مرجان رو رحمت کنه و به خانواده اش صبر بده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرجان همین دوسه ماه قبل مهتاب به دنیا آورد
ممنون عزیزم
آمین
سه‌شنبه 18 مهر 1396 ساعت 22:09
در آرامش باشن هردو.طفلی دل مرجان که پیش بچه ی کوچیکش جا مونده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آمین
طفلک مرجان ....طفلک مرجان
سه‌شنبه 18 مهر 1396 ساعت 21:30
وای نازلی....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد